شهریور 93

ماه شهریور به سرعت برق و باد گذشتلبخند

من توی این ماه مشغول یادگیری پیانو بودماز خود راضی

گاهی برای انجام تمریناتم تنبلی میکنم خجالتو مامان و بابا رو حرص میدم!! ولی تا بهم میگن اگه نمیخای نرو کلاس!! منتظرناراحت میشم و میگم حتمن دلم میخواد کلاسم رو برم!ناراحت

برای تمرین های اضافه پیانو توی دفترم ستاره جایزه میگیرم و برای هر ده تا ستاره یه ستاره بزرگ میگیرم تا حالا تونستم یه ستاره بزرگ بگیرم!خیال باطل

5 شنبه 6 شهریور روز دختر بود که من از بابا و مامان یه بسته پاستل و پازل  هدیه گرفتم.هورا مامان جمعه کیک پخت هم به مناسبت روز دختر و هم برای تولد 2 سال و 2 ماه و 2 روزگی آوش.قلب

کیک رو بردیم خونه مامان جون شیرین و اونجا زهرا هم بود و ما با هم کیک رو بریدیم.هورا

 

 

 

 

اواخر شهریور رفتیم برای مدرسه کیف و کفش خریدیم و من آماده شدم برای رفتن به پیش دبستانی .گاوچران

اون روز رفتیم سیتی سنتر و دو تا عکس پایین رو من اونجا گرفتم.عینک

 


 

اینم کیف مدرسمه که تازه خریده بودم و یه دنیا ذوق داشتم براش.مژه

 

 

/ 5 نظر / 44 بازدید
تبادل لينک هوشمند

با سلام و با آرزوي بهترينها براي شما با ثبت سايت يا وبلاگ خود در سيستم تبادل لينک هوشمند لينک وان رتبه گوگل و بازديد وبلاگ خود را بالا ببريد http://linkone.ir [گل]

آویسا

بسی بسیار خرسندیم که بالاخره پست شهریور رو هم دیدیم.[نیشخند]وبلاگ آوشی آپ نشده ها........[قلب][ماچ]

سپیده عمه آریانا

قربون آویسای ناز و دوست داشتنی برم . الهی همیشه شاد و خندون باشی گل قشنگم[ماچ][بغل][قلب][گل]

مریم مامان مهتا

چه جالب ما هم وقتی اومده بودیم اصفهان مهتا با تمام ماشین های تو سیتی سنتر عکس گرفت

hatef

مبارکت باشه اویسا جون[قلب][ماچ][نیشخند]