با کلی عکس اومدیم

سلاااااااام قلب

کامپیوترمون درست شد! طفلکی 100 تا ویروس داشت!!تعجب مامان همش به فکر اینه من و آوش ویروسی نشیم !! بیچاره کامی!نیشخند

الان با کلی عکس اومدیم و چون تعداد عکس ها خیلی زیاد شده دیگه زیادی توضیح نمیدیم و میریم سراغ عکسازبان

 

این اسباب بازی رو چند وقت پیش خریدم خیلی ازش خوشم اومد 30 تا معما بود که من یه روزه همه رو حل کردم!از خود راضی

 

 

روزهای بهاری خوبیش به اینه که بابایی عصر که میاد کلی وقت داره هوا هم که خوبه و ما رو میبره پارک. خیلی به چهارتاییمون خوش میگذره اینم چند تا عکس از یه روز بهاریهورا


 

 

 

 

 

 

از اسفند ماه پارسال که مامان تقویم طراحی میکرد و منم کنارش مینشستم یادم مونده بود که 29 فروردین تولد باباییمه. هر از گاهی هم اعلام میکردم 29 بهار تولد بابای منه از خود راضی

روز تولد بابایی با کمک مامان براش کیک پختیم.قلب

 

 

 

 

 

علاوه بر هدیه ای که مامان از طرف من خریده بود خودم این کارت رو درست کردم و به بابا هدیه دادم قلببه علاوه آهنگ تولدت مبارک که با فلوت براش زدم خجالتو باباییم گفت این بهترین هدیه عمرش بوده.از خود راضی

 

 

31 فروردین روز مادر بود برای مامان هم یه دونه کارت درست کردم. مامان همه کارت هایی که درست کردم رو نگه داشت! هر چند خودم نظرم این بود که نمایشگاه بزنم و کارت هامو بفروشم!!نیشخند

 

 

یه دونه کارت هم برای مامان جون شیرین درست کردمقلب

 

 

باز هم چنتا عکس از یه روز گردش در پارک. با داداش جونم به سمت زمین بازی میدویم.هورا

 

 

 

جمعه 12 اردیبهشت روز معلم بود. با تاخیرخجالت به همه معلم های عزیزمون تبریک میگیم. اون روز ما و خانواده بابایی رفتیم گردش شبش به مامان گفتم این بهترین مسافرت عمرم بود!!چشمک

عصرش رفتیم یه جایی تو دامنه کوه یه جوی آب کوچیک بود که من و آوش حسسسسابی توش بازی کردیم و خندیدیم.هورا

 

 

اینم عکس کیکی که در 5 سال و 5 ماه و 5 روزگی من پخته شد و تو پست قبل گفتیم!زبان

 

 

یه روز جمعه هم من و مامان و آوش با بابا حاجی و مامان جون شیرین و خاله و امیر رفتیم گردش.قلب بابام نیومد ناراحتچون میخواست از نبود ما استفاده کنه و درس بخونه. آخه بابام داره ادامه تحصیل میده و تو مقطع ارشد درس میخونه. تشویقاین عکس ها مربوط به اون روزه که حسابی به ما خوش گذشت.

 

 

 

 

 

رفتیم دشت لاله های واژگون ولی دریغ از دیدن یه دونه لاله!!ناراحت انقدر دلمون گرففففت. دل شکستههمشهری های عزیزم که اینجا رو میخونین تو رو خدا لاله ها رو نچینین و وقتی میبینین بقیه میچینن بهشون تذکر بدین حیف نیست دشت به این زیبایی نزدیکمون بود و سال به سال داره بی رونق تر میشه؟! ناراحت

 

و پریروز من و مامان با هم یه مدل شیرینی درست کردیم.از خود راضی من عاشششق درست کردن و خوردنش شدم.قلب

 

 

 

بفرمایین با این گل های خوشگل و خوشمزه دهنتون رو شیرین کنین.چشمک

 

 

 

 

 

/ 26 نظر / 80 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سپیده عمه آریانا

به به چه عکسهای خوشگلی از فرشته کوچولوی نازم . قربونت بشم عزیز دلم با عکسهای یکی از یکی خوشگلترت . فدای این آشپز کوچولو بشم با کیک و شیرینیهای مامانش . واقعا این شیرینی گلها خیلی خوشگل بودند . مامان فاطمه لطفا طرز تهیه اش رو برای ما هم بگذار خیلی خوشم اومد . ممنونمممممممممممممممممممم[ماچ][بغل][قلب][گل][گل]

نگار

عالی بود واااااااااای خیلی لذت بردم از عکس ها[قلب]

lمامان آنیسا

به به چه مامان ودخترهنرمندی[قلب] کلی لذت بردم از دیدن عکس ها[ماچ]ببوس فرشته های نازنینت رو عزیزم

مریم مامان مهتا

چه عکسای قشنگی همیشه به گردش و شادی چه دختر هنرمندی کارتها خیلی قشنگن و چه مادر هنرمندی چه شیرینی های قشنگی چه کیک قشنگی [قلب][گل][قلب][گل][قلب]

زینب

5 سال و 5 روز و 5 ماهگیت مبارک خانوم خوشگلممممم[بغل] تولد بابا حمید هم مبارک.ایشالله سایشون 120 سال بالا سرتون باشه

مهسا

ای جانم قربونت برم من آویسا جون هنرمند بووووووووووووووس[ماچ]

نگار

ای خدا چه عشــــــــــــــــقی داره بزرگ شدن همچین گل خوشگلی رو نظاره گر باشی [قلب][قلب] خیلی دوستت دارم آویسای ماهم [بغل][ماچ] خاله دستور شیرینیا رو بهم بده [خوشمزه]

سامان

خداتورو خیلی زیبا آفریده

fateme sadat mokhber

salam khaharjooooooooooooonm.khobi? sharmande ke natonestam be veblag nazt sar bezanam.davgir dars o kar o emtehanat bodam. khanom bodi khanomtar ham shodi[ماچ][ماچ][ماچ] doooooooooooooooooooset darem havarta[قلب][قلب] movazeb khodet o mehraboni hat bash asalam[ماچ][چشمک] bay bay[خداحافظ][قلب][ماچ][بغل]